تلنگر مهمی بهم زده شد
سخنران میگفت :
در نعمت های خدا دو امتحان است ؛ یکی وقتی بنا بر لطف بهت عطا میشه چه رفتار و فکری داری
و دیگری وقتی ازت بنا به حکمت ازت گرفته میشه چه عکس العملی داری
غرق در دنیا و فانیات نشو ، مغرور نشو
تو یک مسافر بیش نیستی ،
مسافری که هیچ چیزی به مالکیت خودش نداره و تمام وچودش فقط و فقط لطف خداست و بس.
+ یا سفینة النجاة ...
هر چه که دارم تو رساندی به من ،هیچ ندارم که به نامت کنم
امام رضا به من نالایق ثابت کردن، پناه بردن به درگاهشون
هم دنیا را کفایت میکند هم آخرت را...
+خدایا من و خانواده ام را حتی لحظه ایی از سایه ی لطفشون دور نکن
الهی آمین...
وقتی به چشماس خسته اش که از بی خوابی قرمز شده بود نگاه میکردم ،
وقتی میدیدم با این حجم کار حتی ناهار نخورده دنبال خوشجال کردن من بوده ،
وقتی میدیدم که با سلیقه ی خوبش حتی تزیین و بادکنک و .. از یاد نبرده
شرمنده میشدم
که چقدر این مرد منو دوست داره و من گاهی اوقات ناشکرم...
ممنونتم عزیزم! :-)))
+بیشتر از جنبه مالی قضیه(که صد البته اون هم خیلی مهمه) عشق و توجه بیش از حدش به من و نیاز ها و علائقم به معنای واقعی کلمه خوشحالم کرد
ممنون آقا
ممنون بخاطر همسرم
و ممنون بخاطر اینکه باز هم لایق دونستید مشکی پوش عزاتون بشیم ...
ممنون بخاطر نگاهی که همیشه به زندگیم داشتید
ممنونم و هزاران بار شاکر ...
+95/7/10
فرمایش حضرت سید الشهدا خطاب به یکی از علمای قم :